تحلیل بلومبرگ| ایران و آمریکا؛ هر دو به دنبال توافق
مدیر تحلیل نظامی در اندیشکده «اولویتهای دفاعی»، معتقد است مهمترین دستاورد احتمالی مذاکرات آخر هفته میان ایران و ایالات متحده نه یک توافق نهایی، بلکه صرفاً توافق بر سر ادامه گفتوگوها و تعیین زمان و مکان دور بعدی مذاکرات است؛ زیرا به گفته او، فاصله مواضع دو طرف همچنان بسیار زیاد و طرحهای پیشنهادیشان کاملاً متضاد است.
به گزارش اقتصادآنلاین، بلومبرگ در یک برنامه تحلیلی به موضوع مذاکرات ایران و آمریکا پرداخت.
در این برنامه جنیفر کاوانا، مدیر تحلیل نظامی در اندیشکده «اولویتهای دفاعی»، با اشاره به اختلاف عمیق میان طرح ۱۰ مادهای ایران و طرح ۱۵ مادهای آمریکا تأکید میکند که انتظار دستیابی به توافقات اساسی در نخستین دور مذاکرات واقعبینانه نیست. از نگاه او، اگر طرفین بتوانند گفتوگوهای سازندهای درباره مسائل کلیدی—از جمله اولویتبندی موضوعاتی مانند تنگه هرمز یا برنامه هستهای ایران—انجام دهند، همین امر نشانهای از پیشرفت خواهد بود.
او درباره دوام آتشبس نیز میگوید هرچند تردیدهای جدی درباره پایداری آن وجود دارد، اما هر دو طرف انگیزه دارند که دستکم برای دو هفته آن را حفظ کنند. به گفته وی، ایالات متحده بهخوبی میداند گزینههای نظامی برای تحقق اهداف اعلامشده، از جمله توقف برنامه هستهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز، بسیار پرهزینه و کماثر هستند؛ از این رو دیپلماسی همچنان منطقیترین مسیر پیش رو است.
کاوانا همچنین معتقد است ایران، با وجود خسارات ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل، اکنون در موقعیتی قرار دارد که توانسته قدرت خود را در کنترل تنگه هرمز به نمایش بگذارد و همین موضوع به آن اهرم فشار قابل توجهی داده است. به همین دلیل، تهران نیز انگیزه دارد از فرصت آتشبس برای پیشبرد مذاکرات استفاده کند.
او هشدار میدهد که اگر پس از پایان این دوره دو هفتهای توافقی حاصل نشود، اما روند پیشرفت ادامه داشته باشد، احتمال تمدید وضعیت فعلی وجود دارد. با این حال، دو عامل میتوانند آینده آتشبس را تهدید کنند: نخست، تحولات لبنان و ادامه حملات اسرائیل؛ و دوم، وضعیت تنگه هرمز، جایی که عبور کشتیها همچنان محدود است و تنها پس از پرداخت عوارض به ایران انجام میشود.
به گفته این تحلیلگر، راهحل پایدار برای بحران هرمز صرفاً از مسیر سیاسی و دیپلماتیک میگذرد. مشکل اصلی نه خود پرداخت عوارض، بلکه ناامنی عبور و مرور است؛ شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران همچنان نگران مینگذاری احتمالی، حملات موشکی یا پهپادی ایران هستند. این نااطمینانی، تجارت دریایی و زیرساختهای صادراتی کشورهای خلیج فارس را مختل کرده است.
کاوانا تأکید میکند که گزینه نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز، هرچند از نظر فنی ممکن است، اما هزینهای عظیم دارد. به گفته او، چنین عملیاتی نیازمند حدود ۱۰۰ هزار نیروی زمینی، دستکم ۱۰ ناوشکن آمریکایی—معادل ۲۰ درصد ناوگان قابل استقرار آمریکا—و پشتیبانی گسترده هوایی خواهد بود؛ عملیاتی پرهزینه که تنها راهحلی موقت فراهم میکند و بدون توافق سیاسی، نمیتواند ثباتی پایدار ایجاد کند.







